نکاتی از کتاب معارف اسلامی ( 1 )
فصل اول : جهان بینی
§ نوع برداشت و طرزتفکری که یک مکتب در باره جهان و هستی عرضه می دارد ، زیر ساز و تکیه گاه فکری آن مکتب به شمار می رود ، جهان بینی نامیده می شود .
§ حکما حکمت را دونوع تقسیم کرده اند : الف ) حکمت نظری یعنی دریافت هستی آنچنانکه هست ب) حکمت عملی - یعنی دریافت خط مشی زندگی است آنچنانکه باید باشد.
§ جهان بینی ریشه دیدن در آن دارد یعنی شناخت و با جهان احساسی فرق دارد.
§ شناخت از مختصات انسان است ولی احساس بین انسان و سایر جانداران مشترک است.
§ جهان شناسی به نیروی تفکر و تعقل انسان بستگی دارد.
§ جهان بینی انواع مختلف دارد : الف ) تجربی ب) فلسفی ج ) دینی
§ علوم تجربی مبتنی بر دو چیز است : الف) فرضیه ب) آزمون
§ فرضیه در ذهن دانشمند نقش می بندد – آزمایش می کند و در صورت تائید می شود اصل علمی
§ بزرگترین مزیت کشفیات علوم تجربی – دقیق – جزئی و مشخص است.
§ علوم تجربی در باره یک موجود جزئی هزاران اطلاع به انسان می دهد.
§ علوم تجربی قادر است از یک برگ درخت ، دفتری از معرفت بسازد.
§ علوم تجربی چون قوانین خاص هر موجود را به بشر می شناساند ، راه تصرف و تسلط بر آن موجود را نیز به او می نمایاند. و از این راه صنعت و تکنیک به وجود می آید.
§ دائره علوم تجربی محدود به آزمون است.
§ علوم تجربی در تعقیب علت ها و سببها و معلولها و اثر ها تاحد معینی پیش می رود و بعد به نمی دانم می رسد.
§ علوم تجربی مانند نور افکن قوی است که فقط محدوده معینی را روشن می کند از نظر علوم تجربی جهان مانند کهنه کتابی است که اول و آخرش افتاده است
§ جهان بینی تجربی جزء شناسی است . علوم تجربی ارزش عملی و فنی دارد و نمی توند تکیه گاه ایدئولوزی قرار گیرد .
§ ایدئولوژی نیازمند نوعی جهان بینی است که : 1 – به مسائل کلی جهان پاسخ دهد. 2 – یک شناسایی پایدار و قابل اعتماد و جاودانه بدهد 3 – آنچه ارائه می دهد ارزش نظری و واقعیت نمایی داشته باشد. نه صرفا عملی و فنی
§ جهان بینی فلسفی چون متکی به یک سلسله « اصول » است و آن اصول اولا بدیهی و برای ذهن غیر قابل انکارند و با روش برهان و استدلال پیش می روند . دوما عام و در بر گیرنده اند ( موجود بما هو موجود )
